اولین بوسه تو
امروز اولین بوسه تو رو بر روی گونه هام حس کردم.واااااااااااااااااای خدایا چقدر شیرین بود.انگار مست شدم.دخترک ناز من بالاترین لذت دنیا رو امروز تجربه کردم. رها خیلی خیلی عاشقتمم مامان ...
نویسنده :
مامان رها
14:50
...
بدون عنوان
سلام عزیزم از این همه مشغله خسته شدم .از اینکه وقت ندارم یه دل سیر بشینم پیشت و باهات بازی کنم و برات کتاب بخونم و تو برام بخندی دلم میگیره.از اینکه عصر وقتی میام خونه و تو با شوق فراوان میپری تو بغلم و میخندی و ...من انقدر خسته ام که بیشتر از 5 دقیقه کشش ندارم بغلت کنم و ببوسمت دلم میگیره....از اینک تو داری بزرگ میشی و من پیشت نیستم و لحظه لحظه رشد تو رو نمیبینم و از مامان جون میشنوم که تو این کار جدید یا این کلمه جدید رو یاد گرفتی و از اینکه من اولین کسی نیستم که تغییرات تو رو میبینه دلم میگیره... واقعا ارزش داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!ارزش یه لحظه دوری از تو رو !ارزش بی تو بودن رو!!! دلم میخواد دور تمام مشغله هام خط قرمز بکشم و تمام و...
نویسنده :
مامان رها
9:25
بازم برای خودم
رهای من،رهایی را به من بیاموز...
گوش کن از دل شکسته ام برای تو مینویسم...
بدون عنوان
رهاجونم دیروز دستت رو گرفتی به مبل و واستادی بعد هم یواش یک قدم برداشتی و محکم خوردی زمین.و انقدر گریه کردی که سیاه شدی.من هم ذوق کردم که تو داری راه میری هم دلم سوخت اما حس خیلی قشنگی بود. از اینکه داری بزرگ میشی خیلی خوشحالم.از اینکه خیلی زود حرف زدی و باعث شدی من طعم شیرین ماما"شنیدن رو از زبون تو حس کنم و غرق در لذت شم خوشحالم. کوچولوی من عاشقتم ...
نویسنده :
مامان رها
14:05
عکس های سفر به بندر
بدون عنوان
رها جونم دیروز برات کتاب میخوندم.تو خیلی خوشت اومد کتاب رو از دستم گرفتی و یک ساعتی باهاش سرگرم بودی.مثل آدم بزرگ ها میخوندی و تمام زیر و روش رو در آوردی.و با کنجکاوی ورق میزدی. من و بابات خیلی دوست داریم تو آدم فرهیخته و اهل مطالعه و فهمیده ای بشی. گرچه تو از وقتی تو شکم من بودی من مشغول امتحانات پایان ترمم بودم و سرم تو کتاب بود.بابات هم که کلا همیشه سرش تو کتابه و...حالا هم که خودت خیلی استقبال کردی از کتاب خواندن. و من از این بابت خیلی خوشحالم... امروز میخوام برم برات چندتا کتاب که برای رده سنی تو مناسبه بخرم تا بیشتر تشویق شی. ...
نویسنده :
مامان رها
14:05






